پرهامپرهام، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 3 روز سن داره
رهامرهام، تا این لحظه: 5 سال و 11 ماه و 28 روز سن داره
بابا محسنبابا محسن، تا این لحظه: 39 سال و 6 ماه و 6 روز سن داره
مامان ریحانهمامان ریحانه، تا این لحظه: 38 سال و 9 ماه سن داره

پرهام و رهام

جشن عبادت یاسی

عزیز مامان امروز جشن تکلیف یاسمن جان بود یاسی جونم هم لطف کرده،تورو به جشنش دعوت کرده بود  آخه میگه تو داداشش هستی   حسابی بهت خوش گذشت گلم یاسمن جونم انشاالله شاهد پیشرفتت در همه مراحل زندگیت باشیم و بتونی پله های ترقی و یکی یکی بالا بری و به هر چی که دوست داری برسی         ...
16 ارديبهشت 1394

تولد بابایی

محسنم روزی که به دنیا آمدی هرگز نمی دانستی زمانی خواهد رسید که آرامش بخش روح و روان کسی هستی که با بودن تو دنیا برایش زیباتر است بهانه ی زندگیم تولدت مبارک محسنم تو هیچی کم نداری برای همه چیز من بودن جشن میلادت را به پرواز می روم دراین خانگی ترین آسمانِ بی انتها آسمانی که نه برای من نه برای تو که تنها برای “ما” آبیست … ...
28 فروردين 1394

تولد باباجون

پدرشوهرعزیزم همیشه لبخند بر لبانتان عشق در قلبتان! لطف در نگاهتان محبت در چهره تان…. بخشش در رفتارتان و حق در زبانت جاری می باشد باشد که روزی برسد,پرهامم پا در جای پای شما بگذارد تولدتان مبارک پدرجونم     پرهام نازم امروز 24فروردین هست و تولد باباجون مجید آقا همیشه یادت بمونه گلکم الهی من قربون تو پرهامم بشم که عاشق تولد هستی و حسابی کیف میکنی طبق معمول جنابعالی به جای شخص منظور شمع هارو فوت میکردی         ...
25 فروردين 1394

اولین قلعه بادی

  شیرین زبونم میخوام لحظه هام رو با تو بگذرونم. تمام لحظه های که حالا دارم و نمی دونم چند سال، چند ماه، چند هفته،یا چندروز دیگه میتونم و فرصت دارم با تو باشم یا نه؟! ارزش این لحظه ها رو با هیچ چیز دیگه نمیتونم برابر بدونم. گل پسرم امروز برای اولین بار به همراه بابایی تورو به قلعه بادی بردیم.     همیشه از اینکه تورو به قلعه بادی ببرم دلهره داشتم امروز هم با اضطراب تو رو بغل کردم و روی تشک گذاشتم نه اشتباه فکر میکردم تو بیشتر از اونچه که فکر میکنم شیطون بلا هستی عزیز کوچولوم دیگه مرد شده ت...
23 فروردين 1394

روز مادر

پرهامم بخاطر حضورت درکنار من بخاطر حس مادرانه ای که تو به من بخشیدی بخاطر روح لطیف وپاکت بخاطرلبخند زیبای تو بخاطر آفرینش تمام لحظه های شیرین وناب زندگیم سپاسگذارم ممنونم که اجازه دادی مادر توباشم ممنونم که اجازه دادی با بوئیدن تو احساس کنم توی بهشتم ممنونم که شدی همه ی زندگی من دوستت دارم   مادر یعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو ، صبوری مادر یعنی به تعداد همه روزهای آینده تو ، دلواپسی مادر یعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بیداری ! مادر یعنی بهانه بوسیدن خستگی دستهایی...
21 فروردين 1394

روز طبیعت 94

مهربونم،          نازنینم، بهترینم.                     عشقم، امیدم، جونم.                                         با توام ، با تو، دنیای من. گل پسرم چقدر خوبه که منو بابایی تو رو داریم و باتو سیزدمون به در میشه   امسال هم همگی از دوازدهم به بیضا ...
14 فروردين 1394